فلفل نبین چه ریزه
| فلفل نبین چه ریزه ، بشکن ببین چه تیزه |
|
|
موشی به نام فلفلی در دشت برای خودش لانه ای درست کرد و خیالش راحت بود که زمستان را به خوبی سپری می کند .
| فلفل نبین چه ریزه ، بشکن ببین چه تیزه |
|
|
موشی به نام فلفلی در دشت برای خودش لانه ای درست کرد و خیالش راحت بود که زمستان را به خوبی سپری می کند .
علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد

در زمانهاي دور، كشتي بزرگي دچار توفان شد و باعث
شد كه كشتي غرق شود. مسافران كشتي توي آب
افتادند. در ميان مسافران، مردي توانست خودش را به
تختهپارهاي برساند و به آن بچسبد
موجها تختهپاره و مسافرش را با خود به ساحل بردند.
وقتي مرد چشمش را باز كرد، خود را در ساحلي
ناشناخته ديد بدون هدف راه افتاد تا به روستا يا شهري
بشنو ولی باور نكن
در زمانهاي دور، مرد خسيسي زندگي مي كرد. او تعدادي شيشه براي پنجره هاي خانه اش سفارش داده بود

دو قورت و نیمش باقی است
ضرب المثل بالا دربارۀ کسی به کار می رود که حرص و طمعش را معیار و ملاکی نباشد و بیش از میزان قابلیت و شایستگی انتظار لطف و مساعدت داشته باشد
آش شله قلمکار
هر کاری که بدون رعایت نظم و نسق انجام گیرد و آغاز و پایان آن معلوم نباشد

نانش بده، نامش مپرس
بعضیها هنگام احسان و نیکوکاری هم دست از تعصب و تقید برنمی دارند و از کیش و آیین و سایر معتقدات
مثل اباد
عروس خودپسندي ، آشپزي بلد نبود و نزد مادرشوهرش زندگي مي كرد .
مادرشوهر پخت و پز را بعهده داشت . يك روز مادرشوهر مريض شد و از
اگر شير درنده اي در برابرت
باشد بهتر است از اينکه